<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>اخلاق وحیانی</title>
    <link>https://ethics.isramags.ir/</link>
    <description>اخلاق وحیانی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 23 May 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 23 May 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>رابطه دوسویه معرفت و اخلاق وحیانی: تحلیلی از منظر عقلانیت دینی و اندیشه‌های آیت‌الله جوادی آملی</title>
      <link>https://ethics.isramags.ir/article_244126.html</link>
      <description>تبیین ماهیت رابطه میان «هست‌ها»ی معرفتی و «بایدها»ی اخلاقی، با ورود عنصر «وحی»، ابعاد پیچیده‌تری می‌یابد. با وجود تمرکز پژوهش‌ها بر تأثیر یک‌سویه معرفت بر اخلاق، این خلأ وجود دارد که در منظومه فکری آیت‌الله جوادی آملی، معرفت‌شناسی و اخلاق وحیانی چگونه رابطه‌ای دوسویه و ارتقابخش برقرار می‌کنند و این تعامل تحت پارادایم «عقلانیت دینی» چه سازوکاری دارد؟ بر این اساس، هدف اصلی، صورت‌بندی الگوی این تعامل دوسویه است. برای نیل به این هدف، با اتخاذ روش تحلیل محتوای کیفی و استدلال منطقی، آثار محوری آیت‌الله جوادی آملی، مورد واکاوی قرار گرفته تا ارتباط نظام‌مند میان مفاهیم کلیدی همچون «عقل و وحی»، «طهارت نفس» و «معرفت شهودی» در چارچوب نظریه «عقلانیت دینی» تبیین شود. یافته‌ها نشان می‌دهد که این رابطه، یک چرخه «دوسویه، اندام‌وار و تعالی‌بخش» است: ۱. معرفت اولیه (عقل، فطرت، وحی) → عمل؛ ۲. عمل + تقوا → طهارت نفس (رفع موانع، شرط لازم) + افاضه فرقان الهی (شهود قلبی، شرط کافی)؛ ۳. معرفت تعالی‌یافته → عمل عالی‌تر. التزام به فضائل و تهذیب نفس، به‌مثابه شرطی معرفت‌شناختی، موانع ادراک (رذائل) را مرتفع ساخته و ظرفیت فاعل شناسا را برای نیل به مراتب عالی‌تر معرفت، همچون «فرقان» و «شهود قلبی»، ارتقا می‌بخشد. این معرفت تعالی‌یافته نیز به نوبه خود، به سطحی عالی‌تر از عمل اخلاقی می‌انجامد. این چرخه پویا در بستر پارادایم «عقلانیت دینی» معنا می‌یابد که در آن، عقل در طول وحی عمل کرده و وحی، نقش شارح، متمم و مهیمن بر عقل را ایفا می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جایگاه عقل در پیامدگرایی مبتنی بر شهود و نقد آن از منظر آیت‌الله جوادی آملی</title>
      <link>https://ethics.isramags.ir/article_244258.html</link>
      <description>یکی از مباحث مهم در فلسفه اخلاق، تبیین منابع اثرگذار در تبیین احکام اخلاقی است. در این بین، از دیرباز بحث‌های عمیقی در تبیین جایگاه و قلمروی عقل در اخلاق صورت گرفته و برخی منتهای سخن را تا بدانجا رسانیده‌اند که منشأ گزاره‌های اخلاقی را عقل و اصول عقلانی دانسته‌اند. هنری سیجویک در فلسفه اخلاق خود، به دنبال یافتن مبنایی عینی و جهان‌شمول برای قضاوت‌های اخلاقی است و شهود عقلانی را عاملی اساسی در کشف اصول اخلاقی و ارزش‌های اخلاقی می‌داند که غایت آن‌ها، بهینه‌سازی نتایج و پیامدهای اعمال است. وی با تمایز قائل‌شدن میان انواع مختلف شهود، بر نقش عقل در پالایش و نظام‌مندسازی این شهودها تاکید می‌کند تا از تناقضات و نسبیت‌گرایی اخلاقی جلوگیری کند. در مقابل، آیت‌الله جوادی آملی، با اتکا بر مبانی فلسفه اسلامی و آموزه‌های وحیانی، علاوه‌بر اینکه عقل را منبعی اساسی در حوزه اخلاق می‌داند و حتی در مواردی قائل به استقلال عقل در این حوزه است، اما برخلاف سیجویک از وحی که خود منبع ارزشمند دیگری در این حوزه است، غفلت نمی‌ورزد. در این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد انتقادی سعی بر این است تا ضمن تبیین جایگاه عقل در نظریه اخلاقی سیجویک به نقد آن از منظر آیت‌الله جوادی آملی پرداخته شود. سیجویک به دنبال ایجاد یک نظام اخلاقی مبتنی بر شهودهای عقلانی است، اما آیت‌الله جوادی آملی علاوه‌بر تأکید بر نقش عقل در حوزه اخلاق به ضرورت اتکا و توجه به وحی و معنویت نیز در این زمینه تاکید دارند و رویکرد پیامدگرایانه مبتنی بر شهود صرف را فاقد پشتوانه کافی برای دستیابی به سعادت حقیقی انسان می‌داند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دلالت‌های تربیتی نظریه علم دینی از دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی</title>
      <link>https://ethics.isramags.ir/article_244840.html</link>
      <description>برای رفع اختلاف میان علم و دین، دیدگاه‌های مختلفی ارائه‌شده است؛ برخی تلاش کرده‌اند علم را در خدمت دین قرار دهند و یافته‌های علمی را به‌طور کامل رد کرده‌اند. در مقابل، گروهی دیگر با تکیه ‌بر روش تجربی، دین را کنار گذاشته‌اند. اما دسته‌ی سومی نیز وجود دارند که بر امکان همزیستی و تعامل سازنده و مسالمت‌آمیز میان علم و دین تأکید دارند. نظر به اختلاف دیدگاه‌ها در این زمینه، هدف از پژوهش حاضر بررسی نظریه علم دینی از دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی و تحلیل دلالت‌های تربیتی آن است. مقاله حاضر با روش پژوهش ترکیبی تحلیل محتوا و دلالت‌پژوهی، اصل نظریه ایشان که یکی از دیدگاه‌های ابتکاری در بحث علم دینی است و دلالت‌های تربیتی آن را واکاوی کرده است. بر اساس یافته‌های این پژوهش، نظریه علم دینی مورد بحث علاوه بر اثرگذاری در تعیین اصول و روش‌های تربیت اسلامی، تأثیرات عمیقی در سطوح سه‌گانه نظام تربیتی شامل سیاستگذاری آموزشی، برنامه‌ریزی درسی و نظام ارزشیابی به همراه دارد. مهمترین دلالت‌های تربیتی آن عبارتند از: بازنگری اسناد بالادستی با هدف «کشف نظام الهی حاکم بر هستی»، طراحی نقشه راه اسلامی‌سازی علوم بر پایه وحدت دانش، تربیت معلمان با تخصص دوگانه تسلط بر محتوای علمی و مبانی تربیت اسلامی، بازطراحی برنامه‌های درسی به‌گونه‌ای که پیوند عینی مفاهیم آموزشی با جهان‌بینی توحیدی را ممکن سازد، و نهایتاً تحول در نظام ارزشیابی با استفاده از ابزارهای نوین سنجش به‌منظور اندازه‌گیری همزمان «مهارت علمی» و «بینش توحیدی» دانش‌آموزان. در این الگو، معلم از نقش سنتی انتقال‌دهنده دانش به «مربی توحیدی» تبدیل می‌شود که دارای بینش توحیدی نسبت به رشته خود، توانایی تلفیق علم و دین، و شایستگی الگودهی عملی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>هنجاریت و فراهنجاریت در مسأله شر</title>
      <link>https://ethics.isramags.ir/article_245339.html</link>
      <description>وجود شرور در جهان و وجه جمع آن با وجود خدای ادیان همواره از دغدغه‌های بشر بوده است. با این حال، در کنار تحلیل شرور و برهان شر در ادبیات فلسفی ـ الاهیاتی، جنبه هنجاریت شر کمتر مورد توجه بوده است. این امر اگرچه مدافعان حداکثری دارد، آنجا ظهور و بروز بیشتری می‌یابد که نگاه هنجاری به هر امری، تعهدات فراهنجاری به بار می‌آورد و عدم توجه یا التزام به آنها، ناسازگاری‌های درونی در مدعاها و استدلال‌ها را در پی خواهد داشت. این تعهدات در ابعاد معناشناسانه، معرفت‌شناسانه، هستی‌شناسانه و الاهیاتی نمایان خواهد شد. هر کس بسته به مبنایی که در این حوزه‌ها درباره سرشت و احکام ارزش و امور هنجاری اتخاذ می‌کند، مجاز خواهد بود احکامی ثانوی بر آنها مترتب کند. در حوزه معناشناسی ارزش، سخن از شناختاری یا ناشناختاری بودن، در هستی‌شناسی سخن از واقعیت مستقل داشتن یا نداشتن امور هنجاری و در معرفت‌شناسی نیز بحث بر امکان، وقوع و نحوه معرفت ما به امور هنجاری است. مدافع برهان شر نیاز دارد که از شناختاری بودن، عینی بودن و شناسا بودن شرور دفاع کند. با این حال، برخی از مدافعان برهان شر، در حوزه فراهنجار به مبانی متناظر پای‌بند نبوده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نادرستی اخلاقی پوشش محرّک جنسی در مکان عمومی بر اساس فایده‌گراییِ جرمی بنتام</title>
      <link>https://ethics.isramags.ir/article_244127.html</link>
      <description>این مقاله سعی می‌کند بر اساس چارچوب نظری فایده‌گراییِ لذت‌گرایانۀ جرمی بنتام، بر نادرستی اخلاقی استفاده از پوششِ محرکِ جنسی در مکان عمومی استدلال کند. بنتام که یکی از برجسته‌ترین فایده‌گرایانِ کلاسیک به شمار می‌رود، فعلی را از نظر اخلاقی درست می‌داند که نتیجۀ آن بیشینه کردن لذات و کمینه کردن رنج‌ها باشد. مقالۀ حاضر با بهره‌گیری از هفت معیاری که بنتام برای اندازه‌گیری میزان لذت و رنج افعال ذکر می‌کند، به سنجش میزان لذت و رنجی که از پوشش محرک جنسی در مکان عمومی ناشی می‌شود، می‌پردازد. این معیارهای هفتگانه عبارت‌اند از: شدت، دوام، قطعیت، نزدیکی، باروری، خلوص و گستره. روشن است که این مقاله دفاع از دیدگاه بنتام را هدف نگرفته است؛ ادعا تنها این است که بر بنیاد این دیدگاه، استفاده از پوشش محرک جنسی در مکان عمومی اخلاقاً نادرست است. در مورد پیامدهای لذت‌بخش و رنج‌آوری که پوشش محرک جنسی در مکان عمومی ایجاد می‌کند، سعی شد به پیامدهایی استناد شود که تحقیقات علمی و بین‌المللی آن‌ها را تأیید می‌کنند. نتایج نشان می‌دهد میزان کلی درد و رنجِ ناشی از پوشش محرک در مکان عمومی، به مراتب بیشتر از میزان لذت آن است. بنابراین، بر اساس فایده‌گراییِ لذت‌گرایانۀ بنتام، استفاده از پوشش محرک جنسی در مکان عمومی اخلاقاً نادرست است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رهیافت‌ها و روش‌های فناورانه والدگری دیجیتال</title>
      <link>https://ethics.isramags.ir/article_245393.html</link>
      <description>نهاد خانواده در عصر دیجیتال با چالش‌های بی‌سابقه‌ای در تربیت نسل جدید مواجه است. این پژوهش به تحلیل تعارض بنیادین میان ضرورت اخلاقی حفاظت از فرزندان در برابر مخاطرات آنلاین (مانند محتوای نامناسب، قلدری مجازی و جرایم سایبری) و پیامدهای تربیتی منفی ناشی از به‌کارگیری ابزارهای کنترل فناورانه (مانند نقض حریم خصوصی و تضعیف استقلال) می‌پردازد. پرسش اصلی تحقیق آن است که راهکارهای فناورانه چگونه می‌توانند در خدمت والدگری مؤثر و اخلاق‌مدار قرار گیرند. این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا به تحلیل محتوای کیفی منابع کتابخانه‌ای، به تبیین اصول، مزایا، معایب و چالش‌های این ابزارها در چارچوب یک رویکرد «مراقبتی» به جای «پلیسی» می‌پردازد. یافته‌ها حاکی از آن است که بهره گیری موفقیت‌آمیز از این ابزارها منوط به پایبندی به اصول اخلاقی زیر است: (۱) آگاه‌سازی فرزند از چگونگی و چرایی نظارت، (۲) تطبیق میزان کنترل با سطح بلوغ و توانمندی‌های تحولی فرزند، و (۳) شفافیت و آشکارسازی فرآیند نظارت. این پژوهش، یک طبقه‌بندی جامع و کاربردی از راهکارهای فناورانه را در چهار لایه دفاعی (دستگاه، شبکه، سیستم‌عامل و برنامه) ارائه می‌دهد. در نهایت، نتیجه‌گیری می‌شود که اثربخشی این ابزارها بیش از آنکه به ذات فناوری وابسته باشد، به سبک والدگری حاکم بستگی دارد. در الگوی مطلوب «والدگری مقتدرانه»، این ابزارها نه به عنوان هدف، بلکه به عنوان وسیله‌ای برای تسهیل گفتگو، توانمندسازی و هدایت فرزند به سمت خودکنترلی و شهروندی دیجیتال مسئولانه به کار گرفته می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی فطری بودن اخلاقیات از دیدگاه شهید مطهری با نظرات آیت الله جوادی آملی</title>
      <link>https://ethics.isramags.ir/article_238927.html</link>
      <description>این مقاله به بررسی تطبیقی دیدگاه‌های شهید مطهری و آیت‌الله جوادی آملی، درباره &amp;amp;laquo;اخلاق فطری&amp;amp;raquo; می‌پردازد. هر دو محقق، با اتکا به قرآن کریم و در تقابل با نسبی‌گرایی اخلاقی، اخلاق را ریشه‌دار در فطرت الهی و تغییرناپذیر انسان می‌دانند. اشتراک بنیادین آنان، طرد نظریه &amp;amp;laquo;حسن و قبح عقلی&amp;amp;raquo; به عنوان میراث فلسفه یونان و تأکید بر جهان‌شمولی گزاره‌های اخلاقی است. با این حال، در تبیین سازوکار و مبانی معرفت‌شناختی فطرت اخلاقی تمایزات ظریفی دارند.شهید مطهری با نگاهی جامع‌نگر و عمل‌گرا، اخلاق را امتداد &amp;amp;laquo;حقیقت عبودیت&amp;amp;raquo; و مبتنی بر &amp;amp;laquo;گرایش‌های فطری&amp;amp;raquo; ذاتی مانند حقیقت‌جویی، زیبایی‌طلبی و کرامت نفس می‌داند. از دیدگاه وی، وجدان اخلاقی پیش از استدلال‌های عقلی در انسان فعال است و اخلاق با &amp;amp;laquo;خودآگاهی عملی&amp;amp;raquo; و کارکرد اجتماعی آن پیوند می‌خورد. او با تشبیه انزجار از دروغ به حس گرسنگی، اخلاق را به زیست‌جهان انسانی پیوند می‌زند.در مقابل، آیت‌الله جوادی آملی محور را بر &amp;amp;laquo;تجرد نفس&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;سلوک شهودی&amp;amp;raquo; می‌گذارد. از نگاه ایشان، فعل اخلاقی تنها در پرتو &amp;amp;laquo;ادراک حضوری&amp;amp;raquo; محقق می‌شود که موجب زدودن حجاب‌های ظلمانی و تعالی روح به سوی &amp;amp;laquo;کمال تجرّدی&amp;amp;raquo; می‌گردد. در این دیدگاه، شناخت اخلاقی بیشتر یک مکاشفه باطنی است تا یک فرآیند استدلالی.در نهایت این دو دیدگاه نه در تقابل، بلکه به عنوان دو رویه مکمل یک حقیقت واحد هستند. رویکرد شهید مطهری با تمرکز بر &amp;amp;laquo;کارکرد اجتماعی اخلاق&amp;amp;raquo; و نگاه آیت الله جوادی آملی با محوریت &amp;amp;laquo;غایت‌شناسی وجودی&amp;amp;raquo;، جامعیت نظریه فطرت در اسلام را آشکار می‌سازد و الگویی بی بدیل در برابر نظام‌های اخلاقی سکولار ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از تقابل تا تلفیق؛ ارائه الگوی نظام طولی در تبیین نسبت وظیفه‌گرایی و غایت‌گرایی اخلاقی در صحیفه سجادیه</title>
      <link>https://ethics.isramags.ir/article_237559.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تبیین نسبت وظیفه‌گرایی و غایت‌گرایی در منظومه اخلاقی صحیفه سجادیه و ارائه الگویی نوین در فلسفه اخلاق اسلامی، به تحلیل محتوای کیفی این متن مقدس می‌پردازد. اهمیت تحقیق حاضر در پُرکردن خلأ پژوهشی موجود در خوانش فلسفی صحیفه سجادیه و نیز ارائه راهکاری برای گذر از تقابل‌های کلاسیک در فلسفه اخلاق است. روش تحقیق، توصیفی_تحلیلی بوده و داده‌ها از طریق نمونه‌گیری هدفمند از فرازهای مرتبط صحیفه سجادیه و کدگذاری براساس شاخص‌های وظیفه‌گرایی و غایت‌گرایی گردآوری شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که صحیفه سجادیه نه به انتخاب یکی از دو رویکرد وظیفه‌گرایی یا غایت‌گرایی، که به ارائه &amp;amp;laquo;الگوی تلفیقی نظام طولی تکلیف در مسیر قرب&amp;amp;raquo; می‌انجامد. در این الگو، تکلیف و غایت در تقابل ذاتی نیستند، بلکه در رابطه‌ای طولی، &amp;amp;laquo;تکلیف&amp;amp;raquo; به‌عنوان مسیر ضروری و &amp;amp;laquo;غایت قرب الهی&amp;amp;raquo; به‌عنوان مقصد نهایی تعریف می‌شوند. نتیجه‌گیری کلی پژوهش حاکی از آن است که این الگو نه‌تنها منطق درونی اخلاق سجادی را آشکار می‌سازد، بلکه ظرفیت دیالوگ با فلسفه اخلاق معاصر و ارائه پاسخی به معضل تقابل وظیفه و نتیجه را داراست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی بدیهیات اخلاقی از منظر امام خمینی</title>
      <link>https://ethics.isramags.ir/article_238929.html</link>
      <description>فلسفه اخلاق به مبادی تصوری و تصدیقی علم اخلاق می‌پردازد که معرفت‌شناسی اخلاق یکی از مباحث فلسفه اخلاق محسوب می‌شود و بدیهیات اخلاقی که برای توجیه گزاره‌های اخلاقی نظری مفید است از مباحث معرفت‌شناسی اخلاق به حساب می‌آید. برخی اندیشمندان برای توجیه گزاره‌های اخلاقی از بدیهیات نظری استمداد می‌گیرند و برخی همچون امام خمینی و آیت‌الله جوادی آملی برخی گزاره‌های اخلاقی مانند &amp;amp;laquo;عدالت خوب است&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ظلم بد است&amp;amp;raquo; را بدیهی می‌داند و گزاره‌های اخلاقی نظری را با ارجاع به این گزاره‌های بدیهی توجیه می‌کنند؛ این تحقیق بر آن است تا دیدگاه امام خمینی را درباره بدیهیات اخلاقی از نوشته‌هایشان تبیین و بررسی نماید. ایشان برای تبیین بداهت گزاره‌های بدیهی در اخلاق، این گزاره‌ها را سازگار با فطرت بشری قلمداد می‌کند و با دسته‌بندی موضوعات اخلاقی، موضوعات گزاره‌های بدیهی اخلاق را در زمره موضوعاتی می‌داند که معنای حسن و قبح در ذات آنها وجود دارد و معنای ذاتی در اینجا به معنای ذاتی باب برهان است؛ اما به نظر می‌رسد بدیهیات اخلاقی در زمره گزاره‌های تحلیلی هستند و نمی‌توانند با خارج از انسان ارتباط برقرار کنند و مصادیق خود را بشناسانند؛ ازاین‌رو برای توجیه گزاره‌های اخلاقی به بدیهیات عقل نظری نیاز است؛ افزون بر اینکه در ذاتی بودن قبح دروغگویی که امام خمینی بدان معتقد است، ابهام وجود دارد؛ زیرا موضوع قبح دروغگویی در برابر دشمن برای حفظ اسرار از منظر امام خمینی نیز تغییر می‌کند و ذیل دروغگویی اجمالی قرار نمی‌گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین و تحلیل روان‌شناختی مشوّق‌های انگیزشی قرآنی برای روابط کلامی</title>
      <link>https://ethics.isramags.ir/article_238928.html</link>
      <description>قرآن کریم با درک عمیق از سازوکارهای روانی انسان، یک سیستم انگیزشی همه‌جانبه ارائه می‌دهد که هم بر انگیزه‌های درونی (معناجویی، آرامش، شایستگی) و هم انگیزه‌های بیرونی (پاداش و تنبیه اجتماعی و اخروی) تأکید دارد. هدف پژوهش پیش رو، تبیین و تحلیل برخی از مشوّق‌های انگیزشی در آموزه های قرآنی در رابطه با روابط کلامی است. پرسش اساسی این است که در آموزه های قرآنی و در راستای ترغیب افراد به رعایت روابط کلامی پسندیده و تحول آفرین، چه مشوّق‌های انگیزشی وجود دارد. روش به کاررفته در این تحقیق، روش تحلیل محتوای کیفی و استنباطی است و روش گردآوری داده‌ها، مبتنی بر بررسی متون دینی، اسناد کتابخانه‌ای و نظری و تحقیقات تجربی می باشد. با استناد به پژوهش پیش‌رو، می توان ادعا نمود که آموزه‌های قرآنی با بهره‌گیری از یک نظام هوشمند انگیزشی، افراد را به سمت الگوهای ارتباطی شایسته سوق می‌دهند. این نظام انگیزشی را می‌توان به دو دسته کلی مشوق‌های مثبت (تقویت‌کننده) و مشوق‌های منفی (بازدارنده) تقسیم کرد که هرکدام دارای ابعاد معرفتی و روان‌شناختی عمیقی هستند. این مشوق‌ها با وعده دستیابی به رفتاری مطلوب، انگیزه درونی و بیرونی فرد را برای رعایت روابط کلامی پسندیده افزایش می‌دهند. مشوق‌های قرآنی صرفاً مجموعه‌ای از دستورات اخلاقی نیستند، بلکه بر اساس یک روانشناسی عملی و هوشمند بنا شده‌اند که عمیق‌ترین لایه‌های وجود انسان را خطاب قرار داده و او را به سوی ارتباطی تحول‌آفرین و سلامت روانی رهنمون می‌سازند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل پدیدارشناسانه زیست عاریتی در اندیشۀ مولوی با رویکرد اخلاقی</title>
      <link>https://ethics.isramags.ir/article_238708.html</link>
      <description>یکی از دغدغه‌های بنیادین انسان معاصر، دستیابی به زندگی اخلاق‌مدار و اصیل است. در روزگار ما، زیست عاریتی ــ یعنی زیستی که به جای شهود درونی و تشخیص عقلانی&amp;amp;ndash;اخلاقی، بر اساس ارزش‌گذاری و داوری دیگران شکل می‌گیرد ــ ریشۀ بسیاری از بحران‌های معنوی و اخلاقی به شمار می‌آید. این پژوهش با رویکرد توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و الهام از پدیدارشناسی، به بررسی جلوه‌های زیست عاریتی در مثنوی و کلیات شمس می پردازد. از منظر مولوی، چنین زیستی انسان را به &amp;amp;laquo;بردگی پنهان&amp;amp;raquo; می‌کشاند؛ زیرا فرد به جای پیروی از حقیقت و وجدان بیدار، اسیر پسند و ناپسند دیگران می‌شود و از یاد خدا و مسئولیت اخلاقی خویش غافل می‌گردد. مولوی با نقد این وضعیت، رهایی از خودباختگی، محبوبیت‌خواهی، تقلید کورکورانه و اصالت‌بخشی به عقل ابزاری را شرط بازگشت به زندگی اصیل می‌داند. راهکار اخلاقی او، پرورش اندیشۀ نقادانه، مراقبۀ قلبی، و اتصال به سرچشمۀ عشق الهی است تا انسان بتواند انتخاب‌هایی آگاهانه، آزاد و متعهدانه داشته باشد. این مقاله نشان می‌دهد که آموزه‌های مولوی، نه‌تنها ناظر به اصلاح فردی است، بلکه می تواند راهنمایی برای سامان‌دهی زیست اخلاقی در سطح جامعه نیز باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی عوامل موثر بر پرورش مولفه خردمندی: کاربست نقشه های شناختی فازی</title>
      <link>https://ethics.isramags.ir/article_237561.html</link>
      <description>پژوهش‌های معاصر نشان می‌دهند که هوش به تنهایی قادر به حل مسائل پیچیده نیست و مفهوم خردمندی به عنوان نقطه ایده‌آل پیشرفت انسانی مطرح شده است. هدف: هدف این مطالعه بررسی عوامل مؤثر بر پرورش مولفه خردمندی بود. روش: این پژوهش با استفاده از نقشه‌های شناختی فازی و از منظر ده متخصص روان‌شناسی انجام شد که به‌صورت هدفمند و با معیارهای مشخص انتخاب شدند. به هر متخصص کار داده شد تا ارتباطات میان عوامل (ماتریس وزنی) را تعیین و در صورت نیاز مدل را تکمیل کند. یافته‌ها: نتایج نشان داد که خردمندی با درجه درونی ۲/۱۳ روابط مثبت و تقویت‌کننده‌ای با متغیرهای تقوا و تزکیه نفس، اندیشیدن، پرسشگری و کاوشگری، تفکر انتقادی، علم‌آموزی و استفاده از تجارب دارد. این روابط می‌توانند حلقه‌های بازخورد سازنده و توسعه توانمندی‌های شناختی و روان‌شناختی افراد را تقویت کنند. متغیر اندیشیدن با درجه بیرونی ۷/۲ بیشترین تأثیر را بر سایر متغیرها داشت. همچنین روابط منفی و بازدارنده‌ای بین خردمندی و متغیرهای ترس از مرگ، اجتناب از مرگ و عاطفه منفی مشاهده شد. مسیرهای فرعی مؤثر بر خردمندی نیز شناسایی شد که مولفه‌هایی با اثر غیرمستقیم تقویت‌کننده را نشان می‌دهند. نتایج: این مطالعه برای نخستین‌بار از نقشه شناختی فازی برای تحلیل مؤلفه‌های خردمندی استفاده کرده است. نتایج می‌توانند به پژوهشگران و تصمیم‌گیرندگان کمک کنند تا روابط پیچیده بین متغیرها را بهتر درک کرده و راهکارهای مؤثرتری برای پرورش و تحول خردمندی ارائه دهند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
